این هفته نشد کوه برم و یجورایی ام. خیلی شارپ و خوشحال نیستم ولی بدم نیستم. امیدم به پنجشنبس. تولده. که خداکنه خوش بگذره. البته اگه برم.
از عرفان خوشم نمیاد. یه کاری باس اماده میکردم برا فردا که عرفان دارم، اسم چنتا عارفو داده بود گفته بود درباره شون یه تحقیق کلی کنید منم رفتم تو تذکرهء عطار دنبالش. انقد چیزای احمقانه دیدمو خوندم مخم داره سوت میکشه. نوشته ابراهیم ادهم رفت دید یکی تو مرورود داره غرق میشه. داد زد خدایا نجاتش بده. یارو تو هوا معلق موند. ادم نمیدونه چی بگه.
خیلی ارومم ازینکه این پسر تو زندگیمه. عجیب و دوس داشتنی و خوبه. بدجوری دوسش دارم. تا چه پیش آید.
الان راضیم از زندگیم. از دوستامو کلن از وضعیکه هس. بطور معمول هرروز شنبه تا سشنبه بعد کلاسا میریم پارک لاله لش میکنیم. بعد یه تایمی رو اختصاص دادیم به تخلیه انرژی. میدوییم دنبال هم یا همدیگرو بلند میکنیم میبریم اینور اونور پرت میکنیم:)) خیلی وخته مافیا بازی نکردیم اما یه بازی ایم تو برنامه هس. بعد کم کم هوا تاریک میشه و اون اقاهه زنگ میزنه و معمولن میاد پیشمون. اونوخ چهارشنبه ها قراره جم شیم کتاب بخونیم و بعدش نمایشنامه بازی کنیم که من هی میخوابمو زورم میاد برم. بعد پنجشنبه ها که کلاس و ایناس. جمعه م میزنیم به کوه و اینا. دوستامو دوس دارم. خلای خوبی ان. تو حال خوبم خیلی تاثیر خوبی دارن. اون اقاهه رم دوس دارم. بواقع خیلی خیلی دوسش دارم. فردام دارم برا کار میرم یه مدرسه ای. خدا کنه جور شه. اینه فعلن زندگی. میگن رسیده بجاهای خوبش.
من خیلی دوس دارم این پسرو. جنسش باهمه ادمای دورم فرق داره. یجور چیزیه که من جون میدم براش. بموقعش حرف میزنه. بموقع ساکته. شیطونه. ارومه. و ارامشش. اوف. میپاشونه منو ازهم. نمیدونم از کجا یهو اومد. مهمم نیس چی میشه بعدن. اوج رضایتم الان! :)
انقد عادت کرده م بحال بد که الانم که تو بهترین دورهء زندگیمم همش فک میکنم منتظر یه اتفاق بد باید باشم
دردناکه میدونم. شاید واقعن قرار نباشه اتفاق بدی بیفته ازون نوعی که من هی بش فک میکنم اما ترسش تموم تنمو میلرزونه. تنها چیزیکه ارومم میکنه اینه که تو لحظه باید زندگی کرد شاید. لحظه هامم عالی ان الان :)
مث اینکه دارم تو فانتزیام زندگی میکنم. دوهفتس فقط داره خوش میگذره و بس. دیگه فاز معلومه با این اقاهه. و فقط دارم حال میکنم با زندگی. گاهی وختا دلم میخواد همونجا بمیرم. دلم میخواد تو بهترین حالت ممکن همه چی تموم شه. اما نه. گاهی ام دلم میخواد بیشتر طول بکشه. خیلی عجیبه .
این ادم یه جور عجیبیه. مستم میکنه. تمام ارامش دنیا رو یه جا بم میده. اصن درک نمیکنم اینهمه خوبی یهو ینی چی.
دیروز یکی از همکلاسیام هرچی از دهنش درومد بم گف. چون ارایش نکرده بودم. بم گف شبیهِ کوزت شدی. بعدم بم گف چاق. مسخرس اما من کلی گریه م گرفت و داشت گند میخورد تو حالِ خوبم. هنوزم یادش میفتم گریه م میگیره. خب واقعن حق نداشت اینو بم بگه. بم گف البته نبایدم ارایش کنی. خرت از پل گذشته :| همه اینا رو یه پسر بهم گف. درسته :|
امروزم مامانم کلی باهام بد حرف زد سرِ قضیهء تور. اون هفته میخواستم برم یه جا. اولش که گف میخوام بخوابم حوصله ندارم. بعدم که گفتم فقط تا اخرِ امروز وخ دارم بگم میرم یا نه گف پس اصن نمیخواد بری. بعد که توضیح دادم چجوریه گف اخه اونجاییکه میخوای بری تو یه روز نمیشه که. همش تو ماشینی. این درحالیه که اگه بخوام دوروزه برمم نمیذاره. :| وقتی ام بهش گفتم جز مردن راهی برا ادم نمیذاری گف پس برو بمیر و پتو رو کشید رو سرش که مثلن بخوابه. اما بعدش با خواهرم پاشد رف بیرون دنبالِ کاراش. خیلی حسِ بدی دارم.
این ادمه انقد ارومه که کنارش دلم میخواد جون بدم از حسِ خوب. بهیچی فک نمیکنم. ارامشِ مطلق. خدایا. این دیگه چجور ادمیه. حتا خیالم راحته که من نیستم که اینجوری فک میکنم. دوستامم که میبیننش همینو میگن. ارومِ اروم. :)
امروز با فاطمه و مرتضا رفتیم یه عالمه گربه بازی. یه گربه هه ولو شده بود رو پام با ریشه های شالم بازی میکرد:)) در حد مرگ عشق کردم. یه بچه گربهء هپلی سیاه بود. من دیوونهء گربه ها ام.
بچه ها یه قسمت از وجودمن انگار. ناراحت باشن دق میکنم. وختاییکه مرتضا حالش بد میشه دلم میخواد بمیرم. انقد که ماهه. انقد ازارش بهیشکی نمیرسه.
حالم همچنان خوبه :) خیلی خوووب.
انقد لهم که نقطه ای تو بدنم نیس درد نکنه. ولی تا قضیه داغه باس گفتش. امرووز اصن خود فانتزی بود. همون اقاهه که گفتم یه روز عالی باش داشتم امروز ترکوند اصن. نمیدونم حرفی بهم نمیزنیم اما رفتار خیلی صمیمانس. انگار اصن کلن باس اینطوری باشه. شاید سخ باشه براتون باورش اما امروز تو اون مسیر وحشتناک اگه پرت میشدم پایینو می مردم بازم غمم نبود. منی که انقد ترسوام. این ادمه خیلی بم فاز ارامش و حمایت و اینا میده. بزنین تو گوشم بیدار شم:|
دیدین گفتم خوشحالیم زیاد طول نمیکشه ؟ :(
از تبخال متنفرم بمعنایِ واقعیِ کلمه. اصن عصبی میشم. کلافه میشم میخوام خودمو تیکه تیکه کنم :( بدبختی تو شرایطِ بدم همیشه دچارش میشم. دفعه اخری صبحِ مهمونیِ اون مرتیکه حیوون بود. اما خب اونموقع که حیوون نبود. منم کلی ناراحت بودم که تو تولد باید زشت ترین ادم باشم:( حالا الانم .. :(( اخه چه فازیه واقعن :(( قشنگ مودم داغونه تا وقتی خوب شه :((
یه ادمی داره تو کوچه کمونچه میزنه. اصفهان :( چرا اینا اینکارو با ادم میکنن اخه ؟ :(
خیلی اتفاقی رفتم پشتِ درِ خونه نشستم رو زمین داشتم کفشایِ کوهِ خواهرمو واکس میزدم برا جمعه که میخوام برم؛ یهو در خونه بسته شد منم حالم گرفته شد گفتم ای تو این زندگیِ سگی. بعد خودمو تو آینهء جاکفشی دیدم که با چه استیلِ خنده داری دارم واکس میزنم و سروصورتم سیاه شده :))
یه مدته حسِ خنگیم زده بالاو یه طورایی همش دارم اینجا از یه زندگیِ هپی مینویسم. خب چیزه. تحملم کنین. شاید خوشحالیم طولی نکشه با این پاییزِ حساسیت زایِ دردناک. من نمیدونم چرا اخه این حساسیتِ من تمومی نداره. با هر تغییرِ فصل یه دور پوست میندازم :(
یه اهنگِ فرانسویِ دیگه م هس که من گاهی گوش میدمش اما خیلی نمیفهممش. البته منظورم این نیس که انقد خوبم که بقیه رو میفهمم ینی اینکه اینو با لیریکسشم که گوش میدم باز نمیفهمم :( از garou ئه. صداش بد نیس. ساپورتیوه خیلی صداش :))
اسمِ آهنگش je suis le meme ئه. ینی من همونم. ینی من همونم که بودم. بعد فقط جمله اولشو میفهمم که میگه
je suis le meme que t'as connu. ینی من همونم که میشناخته ی. بعد کلن وسطاش اونی که من میفهمم تو این مایه هاس که من همونم که دوسش داشتی. من همونی ام که هیچوخ تغییر نکرده. یا من برا تو همون ادمِ قبلم. ازینطور چیزا.
برا این دوسش دارم اهنگو که نگار بهم داده. :)
ترجیحن دانلودش کنید با اینکه حجمش زیاده چون با سختی آپلودش کردم .
جیغی که امروز با دیدن احمد زدم. اصن قلبم وایساد:)) بچه کچل کرده بود بعد ریش گذاشته بود شبیه طالبان شده بود:)) اولش فاز ورداشتم فک کردم این دیگه اون ادم نیس. البته من رفاقت زیادی باش نداشتم اما دوسش داشتم-دارم واقعن. والا قبل اینکه بره هیچیو قبول نداشت. امروز یهو گوشی ش زنگ زد رینگ تونش مداحی بود :( انقده ترسیدم. اما بعدش کملن درکش کردم. بهش گفتم که بکسی نگو اما منم همینطوریام. همچی مطمءن نیستم خدایی باشه اما درعین حال باش حرف میرنمو نیاز دارم بش گاهی. وحشتناکه اما کمک میکنه هرچند فیک باشه.
الان دوروزه از ته قلبم خوشحالم. راس میگم.