داره بیس سالم میشه و هنوز نفهمیده م با شباییکه حالم بد میشه باید چه کنم. گمونم هیچوخ به این تنهایی نبوده م. ادم هرچقدم بخواد سفت باشه بلخره میدونه نیاز داره به یکی. ای خدا. سگ ببره این زندگی غمزده رو. حال بدی دارم. حقم نیس این اوضا. شت. همش حسای گه. همش حرفای تکراری.
اینم از جوونی ما :|
آدم نمی دونه یخه کیو باید بگیره
والا
نسل کوفتی ما چرا اینطوریه نمی دونم! سوالیه که هی از خودم می پرسم.
کاش قبل ۵۸ زندگی می کردیم، یا شاید دوران جنگ. هر کدومش مطمئنم به مراتب بهتر از الان بود! یه انگیزه ای چیزی ... ماها هیچی نداریم! :|
اره. من ازین عشقای دهه چهل میخوام :))